دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
27
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
قبايل چندى از تركمانان از دوره مغولان ياد گرفته بودند كه در صورت خطر خود را از ميدان مهلكه دور كنند . در ايام بعد نيز اين توانايى و تجربه را پيروان تركمان صفويان به منصه ظهور رساندند و آن زمانى بود كه پس از مرگ جنيد براى ساليانى چند بالاجبار صحنه را ترك گفتند . آنها درپى مرگ حيدرهم به مدت يك دهه در لاك خود فرو رفتند و منتظر فرصت نشستند و زندگى بىكشمكش صحراگردى را در پيش گرفتند . اسماعيل اوّل از آنجا كه رهبران آققويونلو در آغاز سده نهم / پانزدهم تمام همّوغمّ خود را صرف كسب قدرت نظامى و حصول مُلك مِلك كرده بودند ، لذا جنيد و حيدر نيز خود را متعهد به پىجويى اهداف سياسى مىديدند . درست درهمين ايام عقيده غزا و جهاد به گونه انگيزهاى مبارك ، البته نه دستاويز ، ارائه گرديد . اينكه آيا شوروشوق مذهبى ، اين دو نفر صفوى را به حركت واداشته و مثلا درپى استقرار پيام تشيع بودند ، در بوته ترديد است ، گواينكه اسلام مردمى آنها بعضى از ويژگيهاى تشيع را در خود داشت . در خصوص اسماعيل با فرضيههاى متفاوت مواجه هستيم ، چون او دوره قابل اعتنايى از طفوليت خود را در يك محيط شيعى گذراند و آشكارا به يادگيرى مذهب شيعه پرداخت . افزون براين ، چنانچه از ديوان اشعارش پيداست ، خود اسماعيل احساسات مذهبى عميقى داشت . او در اين اشعار على ( ع ) را تجلى خدا مىداند و از اينكه از اعقاب على ( ع ) و فاطمه ( س ) است و تحت عنايت على ( ع ) قدم به اين جهان گذاشته ، مفتخر به بلندپايگى معنوى است . البته اين نوع افكار و عقايد هيچگونه همخوانى با شيعه و يا الهيات شيعى نداشت ؛ ولى بهرحال بيشتر از عالم تشيع مايه گرفته بود تا اسلام مردمى . با اينكه كلام اسماعيل حاوى ابهاماتى است ولى بهرتقدر پيامى ملموس و محسوس دارد . همين پيام و دعوت ، تصميمگيرى او را در تابستان سال 905 / 1499 قابل فهم مىكند ، يعنى در سن دوازده سالگى پناهگاه خود لاهيجان را بهرغم هشدارهاى حامى خود كاركيا ميرزا على ترك مىگويد تا كردار و رفتار پدر و جد خويش را دنبال كند . با اينكه اين ماجرا به قدر كافى عجيب مىنمايد ، ولى از زاويه ديد سياسى بدرستى زمانبندى شده بود . پس از مرگ سلطان يعقوب آققويونلو در سال 896 / 1490 نزاع بر سر جانشينى برخاسته بود و قدرت آققويونلو كه اسماعيل در قلمرو آنها مىزيست كمابيش روبه سستى و زوال گذاشته بود . سقوط ابو سعيد هم